سيد محمد كمره اى

78

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

اجانب بهم‌ريختگى و چپاول و قتل واقع شود از ترس انبارهاى شهر را خودشان به معرض فروش درآورده يك‌مرتبه تنزل الحمد لله نمود . آقايان دولتىها هم دخل‌هاى خود را كرده ماليه جنس دولت را به قيمت نازل و رشوه كامل فروخته و تخفيف دادند . از انباردارهاى متشخص يا رشوه يا نان قرض به‌هم ، مداخل از خريد گندم از قرض كه دولت كرده مداخل را اعانه و جهت دخل حالا كه همه قسم دخل خود را كرده مردم همين دو سه روزه شايد انتقامى از آن‌ها بكشند خاصه با تهديد بعضى كميته‌هاى سرى ، حتى به شاه كه از سلطنت استعفا بايد بنمائى : بعد خانه آمده عيال آقا ميرزا مهديخان هم خانه آمده بودند . دم‌پخت شب را داشتيم خورده ، احمد از دكان ده سير نان قرض گرفت كه عصر نان پخته بدهيم . ناهار خورده چايى خورده ، ننه اسماعيل به مريضخانه رفته نان و دم‌پخت اسماعيل را برده احمد را هم فرستادم گيوه خودش را در دكان آقا شيخ حسين عوض ، كاغذ خلخالى را از جريده ايران و توپ پارچه وطنى را از آقا ميرزا على آقاى يزدى گرفته براى اول غروب و پختن نان برگردد . استفاده اقتدار الدوله از مأموريت در اراك يك از شب آقاى عين الممالك برحسب وعده كه كرده بودند آمد . سؤال از بيان الدوله و شاهزاده نمود . گفتم شاهزاده فرستاده بود كه به شميران بايد بروم اما بيان الدوله فراموش يا مانعى پيدا كرده . قدرى نشسته صحبت شد . معلوم شد اقتدار الدوله استفاده‌هايى از مأموريت در عراق كرده ؛ اولا اينكه براى او مادامى كه داخل كار نشود ماهى دويست تومان بدهد . ثانيا هرچه در اين سفر راه انداختن جنس مخارج خود و اجزائش بشود دولت قبول خواهد كرد و خود اقتدار مأمور خريد جنس نيست . خريد جنس با ارباب كيخسرو است كه هرقدر جنس بخرد خروارى چهار هزار دينار به او دولت مىدهد . فقط اقتدار الدوله جنس را از عراق راه بياندازد ، از حيث مال و پيدا كردن جنس . بنده گمان نمىكنم كه اقتدار مداخل كن و رشوه بگير بشود ، اما بردن آقا ميرزا محسن نجم‌آبادى را به همراه خودش و معرفى او را به دولت كه آدم امين كافى درستى است مرا از اقتدار به شبهه انداخته ، چون اقتدار كاملا از زبردستى نجم‌آبادى كه نيست‌كننده حقوق هركس حتى دوستان و آشنايان فقير خودش هم باشد مطلع بوده و هيچ جهتى ندارد كه